مولوی سنگین ترین نفرین رو کرده ...
اونجا که میگه :
تا بداند که شب ما به چِه سان میگذرد
غم عشقش دِه و عشقش دِه و بسیارش دِه
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
مورد داریم طرف ثبات شخصیت نداره دو ماه نمیتونه اکانتشو نگه داره بعد دیگرانو نصیحت میکنه!!!
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
وقتی حواس تو درگیر رفتن بود
بیهوده جنگیدم تو از همون اول
منو نمیخواستی من دیر فهمیدم
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
ما آدمهای احمقی نبودیم!
ساده بودیم و از روی سادگی به احمقها اجازه دادیم تا در زندگیمان دخالت کنند…!
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
یعنی تو یه ربع خواب ظهر جمعه هم باید خواب اون نکبت رو ببینم؟
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
ولی هنوز واسم سواله که اسکرین شاتی که یکی دیگه با گوشی من گرفته بود رو چطور بود که خودم ندیده بودم هیچوقت!!!
!!!
پ.ن: مطلب خاص و مخاطب خاص
!!!
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر
الان چند ساله از روز آخری که دیدمت میگذره
فکرمیکردم یادتم مثه عطرت از رو تنم میپره
چرا خوبیای من خوبیای من دلتو میزنه میزنه
بارون رو شیشه میزنه
من هنو عکسای دوتاییمونو دارم
به یادم میای حیف نیستی کنارم
دیدمت دوباره توی خوابم
چه سادم چه سادم چه سادم چه سادم
من هنو عکسای دوتاییمونو دارم
دوست دارم حیف نیستی کنارم
دیدمت دوباره توی خوابم
چیکار کنم سادم سادم سادم سادم
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر